پرسش: چگونه ميتوان فهميد كه چقدر محبوب و مورد رضايت حضرت مهدي هستيم ؟

پاسخ: "محبت" واژه‌اي زيبا است و ابراز محبت، بين دو محبوب پيوند عاطفي عميق بين آنها برقرار مي‌كند. محبت يك ويژگي اخلاقي دو سويه است كه از چشمه‌سار عشق دروني مي‌جوشد. محبت امام زمان(ع) به دوستان و شيعيان خود، شعبه‌اي از چشمه سار محبت خداوند است و درخت زندگي را آبياري مي‌كند. اگر پيوند ما با امام زمان(ع) محكم، استوار و دائمي باشد، پيوند آن امام همام با ما نيز همين‌گونه خواهد بود. بلكه بندگان الهي در هر صف كه باشند حتي در جرگه گناهكاران ـ با فرض پشيماني از گناه ـ محبوب خدا خواهند بود و محبوب خدا هميشه مورد عنايت و لطف و نظر خاصان درگاه معبود به ويژه آخرين وصي حتي و ذخيره الهي در زمين، حضرت مهدي(ع) ـ خواهند گرفت.
امام رضا(ع) مي‌فرمايند: "ولايت او بر مردم، از ولايت آنها بر خودشان بالاتر، از پدر و مادر بر آنها مهربان‌تر و دلسوز‌تر است". (من لا يحضره الفقيه ـ ج4/ص419).
حال اگر در اين سخن نيك بنگريم، خواهيم فهميد توجه امام به شيعيان چقدر زياد است كه از توجه و علاقه پدر و مادرشان بيشتر است.
فرزند هر چه در حق پدر و مادر خود نامهرباني و جفا كند، باز هم آنان او را فرزند خود مي‌دانند و او را دوست خواهند داشت. علاقه و دوستي امام(ع) از اين هم بالاتر است. زيرا امام خليفه خدا در بين مردم است و صفات خدا را در مرتبه اعلا جلوه‌گر مي‌سازد. از اين رو بايد رئوف‌ترين باشد و صفت رحمانيت و رحيميت الهي را به آنها منتقل كند.
ائمه(ع) خود به ياران مي‌فرمودند: "اگر شما بيمار شويد ما نگران و بيمار مي‌شويم و اگر شما در صحت و شادي باشيد ما نيز خوشحال هستيم". خود آن حضرت در نامه براي عالم بزرگ شيعه شيخ مفيد، مي‌نويسيد: "فانا نحيط علماً بأنبائكم و لايعزب عنا شيء من اخباركم؛ ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفي نمي‌ماند".
و اضافه مي‌فرمايد: "ان غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لولا ذلك لنزل بكم اللأاواء و اصطلمكم الاعداء"؛ " ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم. اگر جز اين بود، دشواري‌ها و مصيبت‌ها بر شما فرود مي‌آمد و دشمن شما را ريشه كن مي‌ساختند". (احتجاج طبرسي، ج2، ص596).
نشانه دوستي واقعي، خير خواهي و هدايت به خوبي‌ها، نجات دادن از خطرات و دور كردن از دام‌هاي شيطان است. در زندگي ما بسيار اتفاق مي‌افتد كه گاهي دچار ترديد در انتخاب خوب و بد مي‌شويم و سر انجام راه صحيح را انتخاب مي‌كنيم. اين هدايت از ناحيه والي و سرپرست ما امام زمان(ع) است.
گاهي در مشكلات سخت گرفتار مي‌آييم و ناگهان به طريقي مشكل ما حل مي‌شود. اين نجات از ناحيه آن يوسف زهرا(ع) است. ممكن است دام شيطان ما را گرفتار سازد و سرانجام از آن رهايي پيدا كنيم؛ اين رهايي از دعاي امام زمان(ع) درباره ما است. بايد به اين شهود برسيم كه دائما در زندگي مورد عنايت و لطف آن حضرت هستيم تا پي به دوستي واقعي او ببريم. همه اينها نشانه دوستي واقعي يوسف فاطمه در حد اعلاي محبت، نسبت به شيعيان و دوستداران، بلكه نسبت به تمامي انسان‌هاي موحد و خداپرست است.
محبت و دوستي از منظر قرآن و اهل بيت(ع):
دوستي و محبت گرايش و جاذبه‌اي بين محب و محبوب است. دوستي واقعي امري دو سويه و طرفيني است. هم جاذبه و توجه از سوي محبوب لازم است و هم تلاش و جلب توجه از سوي عاشق.
تا كه از جانب معشوق نباشد كششي كوشش عاشق بيچاره به جايي نرسد
محبت و توجه خدا به بندگان، امري مداوم و هميشگي است. خداوند تمام بندگان خود را دوست دارد، در قرآن كريم آيات بسيار زيادي در اين مورد آمده است" مانند "إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ"(آل عمران، 76)؛ " إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ"(بقره، 195)، " إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ"(بقره،222).
يعني خداوند هم خوبان با تقوا و نيكوكار را دوست دارد و هم گناهكاران پشيمان را؛ اما براي دوستي متقابل با خدا شرطي وجود دارد و آن عمل كردن به فرمان‌هاي او است.
شرط دوستي واقعي، عمل به دستورات دين است كه از سوي پيامبر خدا براي بندگان الهي آمده است. قرآن كريم مي‌فرمايد: اي پيامبر به مردم بگو: " إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ"(آل عمران، 31) "اگر خدا را دوست داريد، پس از من پيروي كنيد تا خدا هم شما را دوست دارد". بر اساس آيات قرآن كريم، دوام و پايدار دوستي با خدا، در اثر پيروي از پيامبر او حاصل مي‌شود.
اما پيروي عملي از پيامبر خدا، در اثر اطاعت عملي از جانشينان حقيقي از يعني امامان معصوم(ع) است، و بر اساس دلايل قطعي و روايات صحيح و غير قابل انكار، آخرين جانشين پيامبر خدا، حضرت مهدي(ع) است؛ همان گونه كه پيروي عملي از پيامبر(ص) باعث استمرار دوستي بين بنده و خدا مي‌شود، پيروي عملي از امام زمان(ع) (عمل به دستورات دين و كسب رضايت آن حضرت)، اين دوستي را پايدار مي‌سازد. براي كسب رضايت و پيروي از آن حضرت در زمان غيبت كبري، بايد از سخنان و احاديث امامان(ع) پيروي كرد.
پيام‌ها و دستورات امام زمان(ع) در زمان غيبت صغرا كه توسط چهار نايب و نماينده مخصوص آن حضرت به ما رسيده ـ وظيفه ما را براي زمان غيبت كبري، مشخص كرده است. امام زمان(ع) در يكي از پيام‌هاي خود براي شيعيان به نايب چهارم نوشته‌اند. "در زمان غيبت كبري ـ كه من از ديده عموم مردم پنهانم ـ از نائبان و جانشان عام من پيروي كنيد و آنها را رهبر خود قرار دهيد". مراد از نائب عام امام زمان(ع) فقيهان و مراجع تقليدند و به طور خاص كسي است كه رهبر و ولي فقيه در جامعه اسلامي توسط مجتهدان تعيين شده باشد. "و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي روات حديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجة الله عليهم " (بحار الانوار، ج53، ص181).
و همچنين امام زمان(ع) در نامه خود به شيخ مفيد مي‌فرمايد: "فليعمل كل امرء منكم بما يقرب به من محبتنا و ليتجنب ما يدنيه من كراهتنا و سخطنا"؛ "هر يك از شما شيعيان بايد اعمالي انجام دهد كه دوستي ما را به دنبال آورد و از اعمالي كه باعث نارحتي و عدم رضايت ما است دوري كند".(احتجاج، ج2، 599)؛
نكته: يكي از عاشقان اهل بيت(ع) مدت زيادي آرزوي ديدن امام زمان(ع) را داشت و در هجر محبوب مي‌سوخت؛ اما موفق نمي‌شد. سر انجام روزي امام را در بازار آهنگران نزد پيرمرد قفل سازي ديد كه در امور ديني و معامله با مسلمين دستورات دين را كاملا عمل مي‌كرد. حضرت به آن فرد فرمود: اگر مانند اين قفل ساز باشيد، ما به عيادت شما مي‌آييم؛ لازم نيست براي ملاقات با ما، خود را به زحمت و سختي بيندازيد.(كيمياي سعادت، ص41، به نقل از سرمايه سخن، ج1، ص611).


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مهر 1393ساعت 20:7  توسط علی اصغر شاهوردی  | 

پرسش: آيا هنگام ظهور انسانهاي خوب مي مانند و بد ها کشته و به جهنم مي روند ؟

پاسخ: دوران ظهور، مربوط به همين دنيا است و دوزخي شدن انسانهاي گناهکار، مربوط به عالم آخرت است. زماني که امام زمان(ع) ظهور کند، ابتدا مردم را به خدا و پذيرش دين حق دعوت ميکند. او ابتدا با تبليغ آيين الهي از مردم ميخواهد پيام او را بپذيرند و به سوي خوبيها حرکت کنند. برخي از بد کرداران ـ که آلودگي همه وجودشان را فرا گرفته و حالت حيواني پيدا کردهاند ـ در مقابل حضرت ميايستند و با او ميجنگند و سر انجام نيز از بين ميروند. اما اگر فردي قبل از ظهور، داراي اشتباهاتي بود ولي آن قدر گناه نکرده که قابليت توبه را از دست داده باشد، هنگام ظهور راه برگشت و توبه براي او باز است.
نتيجه: هنگام ظهور، انسانهاي زيادي زنده خواهند بود، و از موهبتهاي آن دوران استفاده خواهند کرد و فقط کساني از بين ميروند که بخواهند در شرک و فساد تباهي باقي بمانند.



+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مهر 1393ساعت 16:53  توسط علی اصغر شاهوردی  | 

پاسخ: بايد بدانيم كه امام پدري مهربان و برادري دلسوز است، امام همه شيعيان را دوست دارد و براي هدايت و سعادت آنها دعا و تلاش مي‌كند. البته در اين ميان شيعياني را بيشتر دوست دارد كه مي‌كوشند افرادي صالح و با معنويت باشند. با رعايت موارد زير، مي‌توان به دوستي آن حضرت اميد داشت:
1. در مقام علم و عقيده هر روز بر معرفت ديني خود بيفزاييم و در جلسات سخنراني و علمي شركت كنيم و در شناخت مقام امامت و شخص امام زمان(ع) (با مطالعات فراوان) كوشا باشيم.
2. در مقام عمل اولين چيز انجام دادن واجبات و ترك گناه و معصيت است. ارتكاب معصيت در محضر امام زمان(ع) باعث آزرده شدن دل ايشان مي‌شود و وقتي پرونده اعمال به محضر ايشان برده مي‌شود، از ما دلگير مي‌گردد.
قدم دوم انجام وظيفه است، بهترين راه نزديكي به آن حضرت و جلب رضايت ايشان، اين است كه هر كس هر شغل و وظيفه‌اي كه دارد، آن را به دقت و سلامت انجام دهد. شما كه محصل هستيد، بهترين كار تلاش و درس خواندن عميق و صحيح است، كسي كه وظيفه خود را ترك كند يا ناقص انجام دهد و در عوض آن بخواهد كار نيك ديگري انجام دهد، راهي كج رفته است.
قدم بعدي ايجاد ارتباط معنوي با امام است؛ يعني، بكوشيم هميشه به ياد امام زمان(ع) باشيم صبح را با دعاي عهد شروع كنيم، در نماز‌هايمان براي آن حضرت دعا كنيم، دعاي فرج را در هر فرصتي بخوانيم. دعاي ندبه، زيارت آل ياسين و دعاهاي ديگر را با توجه به معنا و حضور قلب بخوانيم، صدقه دادن براي سلامتي ايشان، زيارت از طرف ايشان و دعا براي سلامتي و تعجيل فرج آن حضرت، شركت در مراسم منسوب به ايشان و ... راه‌هاي ايجاد ارتباط معنوي با امام است و مي‌توان بعد از مدتي آثار بسيار مثبت آن را ديد و اين خود نشان دوست داشتن امام است. اما باز تاكيد مي‌شود همه اين كارها بعد از ترك گناه و عمل به وظيفه و نقش خويش در جامعه و خانواده اثر بخش است؛ وگرنه پوستي بي مغز و خاصيت خواهد بود.
ج س 2ـ بيان علت حقيقي و اصلي غيبت امري دشوار و شايد دور از دسترس باشد. درباره غيبت مي‌توان، هم نگاه تاريخي داشت و هم نگاه روايي:
يك. نگاه تاريخي: وقتي به تاريخ صدر اسلام و حتي قبل از آن مي‌نگريم، به خوبي مي‌‌بينيم كه جبهه كفر و باطل براي مقابله با جبهه حق و نابودي آن، از هيچ اقدامي فروگذاري نكرده و در اين راه حتي از كشتن پيشوايان دين نيز ابايي نداشته است. آنان به خوبي مي‌دانستند ادامه حكومت دنيايي و سيطره بر مردم و كسب منافع نامشروع، زماني امكان پذير خواهد بود كه پيشوايان دين و هاديان حق را از سر راه خود بردارند لذا شهادت ائمه(ع) در دستور كار خلفاي جور قرار گرفت. آنچه وحشت و اضطراب حاكمان خودكامه را بيشتر مي‌كرد، وعده ظهور حضرت مهدي(عج) به عنوان منجي و مصلح بود. از اين رو خلفاي معاصر امام حسن عسكري(ع) ايشان را به شدت تحت نظر داشتند تا وقتي فرزند ايشان به دنيا مي‌آيد، او را در همان ابتداي زندگي به شهادت برسانند. بنابراين بسيار طبيعي است كه خداوند آخرين حجت خود را در پرده غيبت قرار دهد تا جان او حفظ شود و در موعد مقرر و زماني كه مردم آمادگي ظهور داشتند ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد نمايد.
دو. نگاه روايي: در روايات به علت و حكمت‌هاي متعددي اشاره شده است؛ از جمله:
الف. غيبت سري از اسرار الهي: پيامبر(ص) فرمود: "ان هذا لامر من امر الله و سر من سر الله" ؛ "اين امر الهي و سري از اسرار خداوند است". (بحار الانوار ، ج 51، ص73).
ب. آزمايش مردم: امام علي(ع) فرمود: "به خدا قسم من و دو فرزندم شهيد مي‌شويم. خداوند در آخر الزمان مردي از فرزندانم را به خون خواهي ما بر خواهد انگيخت و او مدتي غايب مي‌شود تا مردم آزمايش شوند و گمراهان جدا گردند تا جايي كه افراد نادان مي‌گويند: خداوند ديگر به آل محمد كاري ندارد". (غيبت نعمامي، ب10).
ج. ستم پيشه بودن انسان‌ها : امير مؤمنان(ع) فرمود: "زمين از حجت خدا خالي نمي‌ماند، ولي خداوند به دليل ستم پيشه بودن و زياده‌روي انسان‌ها، آنان را از وجود [ظاهري] حجت خود محروم مي‌سازد"(غيبت نعماني، ب10).
د. حفظ جان امام: امام باقر(ع) فرمود: "براي قائم ما قبل از آنكه به پا خيزد غيبتي است. راوي پرسيد چرا، حضرت فرمود: مي‌ترسد[از قتل]".
برخي بر اساس روايت اول مي‌گويند: "علت اصلي غيبت، روشن نيست و آنچه از علت‌ها گفته شده(مانند حفظ جان) از آثار غيبت است، نه علت اصلي(فصلنامه انتظار، ش4، مقاله استاد طبسي).
برخي ديگر با توجه به تاريخ و روايات، علت اصلي غيبت را حفظ جان و بقيه موارد را از آثار آن مي‌دانند.
پس غيبت امري است كه سير حركت انسان‌ها، آن را ناگزير كرده و در اين فرايند بايد به گونه‌اي برنامه‌ريزي شود تا جامعه شيعه، با كمترين مشكل بتواند پذيراي آن باشد. از اين رو امامان(ع) از يك سو راه‌هاي فهم احكام را به شاگردان مي‌آموختند تا بتوانند احكام دين را در حد توان از منابع شرع استنباط و استخراج كنند و مردم را نيز به آموختن از علما و رجوع به آنها فرا مي‌خواندند و از سوي ديگر با برقراري نهاد وكالت، مردم را به رجوع به وكيلان دعوت كردند. در همين راستا از زمان امام هادي و عسكري(ع) ارتباط مستقيم را كمتر كردند و در مواردي از پشت پرده جواب سؤالات را مي‌دادند تا مردم به نديدن امام عادت كنند. به دنبال آن غيبت كوتاه مدتي(صغري)، پيش بيني شد تا مردم به واسطه نواب خاص، برخي مسائل مورد نياز را بپرسند و در ضمن رجوع دائمي به نايبان را فرا بگيرند.

(ر.ك. غيبة طوسي؛ تاريخ عصر غيبتع پورسيد آقايي، اصول عقايد، مصباح؛ دادگستر جهان . اميني).


+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم شهریور 1393ساعت 18:5  توسط علی اصغر شاهوردی  | 

پرسش: منظور از انتظار چیست و آیا تنها دعا کردن برای فرج جزء انتظار محسوب می شود

پاسخ: حقيقت انتظار آن است كه انسان منتظر و چشم به راه، خود و محيطش را براي آمدن منتظر و منجي موعود آماده كند. اين آمادگي بسته به فرد مورد انتظار، معنا و ارزش مي‌يابد. براي مثال كسي كه انتظار زائر بيت الله را مي‌كشد و مسافر او از سفر مكه مي‌آيد، طبعا معناي انتظار براي او اين است كه خانه را مرتب كند و وسايل پذيرايي را فراهم سازد و... ، منتظر امام زمان(ع) نيز به كسي گفته مي‌شود كه خود را براي آمدن چنين بزرگ مردي آماده كند. و طبيعي است كه بايد خود را در گروه بندگان صالح قرار دهد، دين را در زندگي خود جاري سازد و ديگران و محيط را براي آمدنش مهيا كند. از اين رو انتظار فرج بنا بر فرمايش پيامبر(ص) افضل اعمال است. و هر كس تلاش دروني او براي عبادت و عبوديت و كوشش بيروني او براي زمينه سازي و جهت دهي مردم و محيط بيشتر باشد، موفق تر است. بنابراين هر چند دعا كردن يكي از وظايف منتظران است ولي كافي نيست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 18:30  توسط علی اصغر شاهوردی  | 

پرسش: انتظار آقا امام زمان آيا چون خيلي طول کشيده ميشود گفت ديگر بيهوده است ؟ چون حضرت فقط به ديدن افراد خاص مي روند ؟ 

پاسخ: در مورد سخن شما ابتدا لازم است حقيقت انتظار تا حدي روشن شود.فرج، يعني نصرت و پيروزي و گشايش، مقصود از فرج، نصرت و پيروزي حكومت عدل علوي بر حكومت‌هاي كفر و شرك و بي‌داد است. بنابراين، انتظار فرج، يعني انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ جهاني است. منتظر حقيقي، كسي است كه حقيقتاً، خواهان تشكيل چنين حكومتي باشد. اين خواسته آنگاه جدي و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهي باشد وگرنه، انتظار فرج، در حد يك ادعا و شعار بي محتوا باقي خواهد ماند. از اين رو، در روايات آمده است كه انتظار فرج، خود فرج است؛ زيرا، كسي كه حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسيس حكومت عدل گستر او است، زندگي خود را بر پايه عدل و داد استوار مي‌سازد و او، انساني است كه حضور و غيبت امام، در نحوه رفتار و سير و سلوك‌اش تفاوتي ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او، چنين حكومتي را در زندگي خود پايدار ساخته است.
بنابراين، انتظار فرج حقيقي ، ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مي‌گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقي با لفظ و شعار به دست نمي‌آيد و با بي تفاوتي و بي اعتنايي نسبت به مقدمات ديني و رسالت‌هاي انساني، در تعارض و تناقض است. از اينجا، نادرستي يك تفسير از انتظار فرج روشن مي‌شود؛ زيرا، بعضي بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج، يعني بي تفاوتي نسبت به آنچه در جوامع بشر مي‌گذرد و دست روي دست گذاشتن به اميد اين كه اما زمان ظهور كند و آنان را اصلاح كند. انتظار فرج، تعهد آفرين و مسئوليت‌ساز است و با بي‌تفاوتي و بي اعتنايي به سرنوشت بشر و حقيقت و فضيلت، منافات دارد.
انتظار فرج، يعني:
الف. معرفت امام معصوم و عادل و پيشواي فضيلت؛
ب. ايمان به امامت و قيادت رهبري الهي و عدالت پيشه؛
ت. عشق به عدالت و ارزش‌هاي انساني؛
ج. اميد به آينده‌اي روشتن و نويد بخش؛
د. تلاش براي برقراري حكومتي عدل پيشه و عدل گستر؛
و. رعايت موازين و قوانين ديني و اخلاقي؛
ز. داشتن روحيه‌ي تعهد و مسئوليت پذيري.
اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظري، مقامي عالي دارد و هرگاه در زمان غيبت از دنيا برود، به منزله كسي است كه پس از ظهو حضرت حجت(ع)، زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مي‌كند.(بحار الانوار، ج 52، ص125).
ممكن است مراد شما اين باشد كه با توجه به اينكه در هر عصري و در هر ملتي كه ظلم و ستم شود اعتقاد به ظهور منجي آخر الزمان بيشتر مي‌شود، وقتي در زماني كه ما، در آن زندگي مي‌كنيم و ظلم و ستم در همه جا بيداد مي‌كند، باز هم اين عقيده بيشتر شده است و در واقع، براي خيلي‌ها به مانند يك افسانه تبديل شده است تا واقعيت، و حتي موجب دل سردي خيلي‌ها شده است. اين چگونه قابل توجيه است؟
در پاسخ بايد گفت: در روايات متعدد، از معصومان(ع) رسيده است كه دوران غيبت، دوران امتحان و آزمايش مردم است. بايد تلاش كرد تا با تقويت باور‌ها و اعتقادات در مقابل سختي‌هاي زمان غيبت، مقاومت كرد و در عين حال، خود را براي ظهور و شركت در قيام امام مهدي(ع) آماده ساخت. اين كه بعضي از مردم، به خاطر طولاني شدن غيبت، گرفتار يأس و نوميدي مي‌شوند. به سبب ضعف ايمان و معرفت نسبت به حجت خدا و نيز عدم شناخت و آگاهي نسبت به شرايط ظهور است. اينان گمان مي‌كنند وقتي در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي، ظلم و فساد فراوان گرديد، امام عصر(ع) بايد براي انتقام از ظالمان و برپايي عدالت، قيام كند، حال آن كه ظهور عدالت و برپايي دولت مهدوي، مثل هر انقلاب و حكومت ديگري، نياز به تحقق شرايط و زمينه‌هايي دارد و آنها كه طالب عدالت‌اند، بايد براي برپايي دولت عدل، تلاش كنند تا زمينه‌هاي آن، هر چه زودتر فراهم گردد، و روحيه ظلم پذيري و بي تفاوتي نسبت به وضع موجود جامعه را، به ظلم ستيزي و جديت تبديل كنند. و ممكن است مراد شما اين باشد: چرا امام زمان(ع) با انسان‌ها در ارتباط نيست دوراني كه در آن قرار داريم، دوران غيبت امام زمان(ع) است، و ويژگي كلي و اصلي اين دوران، آن است كه امكان ارتباط با آن وجود مقدس، براي كسي ميسر و ممكن نيست.
بنابراين، انتظار ارتباط و ديدار، امري برخلاف حكمت و مصلحت امر غيبت است. اما اين، به آن معنا نيست كه حضرت در ميان ما نباشد و ما از فيض حضور آن وجود مقدس بي بهره باشيم، بلكه حضرت، به صورت نا شناس، در ميان افراد رفت و آمد دارند و بر احوال مردم آگاهي دارند و آن چه به صلاح آنان و متناسب با فرايند ظهور است، انجام مي‌دهند. چه بسيار افرادي كه از محضر آن عزيز بهره بردند و راهنمايي‌ها و ارشادات او را شنيده‌اند هر چند كه او را نشناختند و يا حتي گفتار و هدايت‌هاي او را نيز نپذيرفتند.
بنابراين، حضرت با ما ارتباط دارد و به عبارت دقيق‌تر او در ميان ما است، ولي ما از او غافل هستيم. البته در مواردي، برخي از افراد كه به فيض حضور او رسيده‌اند، او را شناخته‌اند ـ كه معمولاً اين شناخت، بعد از ديدار بوده است ـ و حظ اين ديدار را براي هميشه، براي خود حفظ كرده‌اند.
نكته‌اي كه نبايد از آن غفلت داشت، اين است كه عدم امكان ارتباط و يا حتي ديدار، علاوه بر آن كه مطابق فلسفه‌ي غيبت است، علل و عوامل ديگري نيز مي‌تواند داشته باشد، مثلاً فرد، آمادگي ديداري را كه به دنبال آن شناخت باشد ندارد و چنين ديداري، به مصلحت او نيست. يا روح و روان او، چنان تاريك و آلوده است كه جايي براي وجود نوراني و مقدس حضرت، باقي نگذاشته است، يا خدا مي‌خواهد او را به وسيله فراق و دوري آزمايش و امتحان كند و ... .
از طرف ديگر، بايد توجه داشت كه ارتباط مستقيم افراد با امام، زمينه‌ي استفاده‌هاي نا به جا و ادعاهاي دروغين را براي كساني كه ظرفيت يا اهليت ندارند، ايجاد مي‌كند كه منجر به فريب مردم و انحراف توده‌ها مي‌شود و خطرات آن، بر كسي پوشيده نيست.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 12:14  توسط علی اصغر شاهوردی  | 

پرسش: انتظار امام مهدي از ما چيست؟ 

پاسخ: انتظار امام مهدي(عج) از ما آن است که به وظيفه يک منتظر واقعي عمل کنيم. در روايات و بيانات پيشوايان دين وظايف متعددي براي منتظر بيان شده است که مهم‌ترين آنها عبارت است از:
الف. شناخت امام: حرکت در جاده انتظار، بدون شناخت امام امکان ندارد، البته علاوه بر شناخت امام به اسم و نسب، بايد نسبت به جايگاه و مقام او نيز آگاهي کافي داشت. در روايتي نقل شده که فردي به نام ابو نصر پيش از غيبت امام، به حضور آن حضرت رسيد. امام مهدي(عج) از او پرسيد: مرا مي شناسي؟ پاسخ داد: آري شما سرور من و فرزند سرور من هستيد. امام(عج) فرمود: مقصود من اين (شناخت) نبود. ابو نصر مي گويد: خودتان بفرمايد(مرادتان چيست). امام(عج) فرمود: من آخرين جانشين پيامبر خدا هستم و خداوند به (برکت) من بلا را از خاندان و شيعيانم دور مي کند".(بحار الانوار، ج 52 ، ص 30).
ب. الگو پذيري: آدمي بايد از رهبر و مقتداي خود الگو گرفته و منش و رفتار خود را شبيه او قرار دهد تا بتواند او را همراهي کند. از پيامبر(ص) نقل شده است: "خوشا حال آنان که قائم خاندان مرا درک کنند؛ در حالي که پيش از دوران قيام، به او و امامان قبل از او اقتدا کرده و از دشمنان ايشان، اعلام بيزاري کرده باشند. آنان دوستان و همراهان من و گرامي ترين امت من، در نز من هستند".(بحار الانوار ، ج 52 ، ص 129).
از مهم ترين رفتارها ورع و حسن خلق است. امام صادق(ع) در روايتي فرمود: "هر کس دوست دارد از ياران حضرت قائم(ع) باشد، بايد منتظر باشد و در حال انتظار به پرهيز کاري و اخلاق نيکو رفتار كند". (بحار الانوار ـ ج 52 ـ ص 140).
ج. ياد امام: يک منتظر واقعي بايد هميشه سعي کند به ياد حضرت مهدي(عج) باشد. هر روز صبح با خواندن "دعاي عهد"(مفاتيح الجنان، بعد از دعاي ندبه) با امام پيمان خود را تجديد کند، براي سلامتي و فرج او هميشه دعا کند و بگويد: "اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن..."(مفاتيح الجنان، اعمال شب 23 ماه مبارک رمضان). در هر محفل و مجلسي ياد حضرت را زنده کند و مردم را با او آشنا سازد تا مردم همگي منتظر ظهور باشند. امام عصر(عج) در پيامي چنين فرمود: "اگر شيعيان ما ـ که خداوند آنان را در راه طاعتش ياري دهد ـ در وفاي پيماني که از ايشان گرفته شد اجتماع کرده و مصمم باشند؛ البته نعمت ديدار از آنان به تاخير نمي افتد و سعادت ملاقات ما براي آنان با معرفت کامل و راستين نسبت به ما، تعجيل مي گردد".(بحار الانوار، ج 53 ، ص176)
البته نبايد فراموش کرد که يک پيرو واقعي در همان گام‌هاي نخستين، به انجام واجبات ـ به خصوص نماز اول وقت ـ و ترک محرمات توجه ويژه‌اي دارد، چرا که بدون اطاعت از اوامر خدا، سخن از انتظار و ياري حضرت معنا ندارد.

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم

سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان

تا که هم سفره تو لحظه افطار شویم

+ نوشته شده در  جمعه ششم تیر 1393ساعت 5:6  توسط علی اصغر شاهوردی  | 

پرسش: آيا اين درست است که مي گوييم امام عصر در اصل منتظر واقعي است و غايب واقعي ما هستيم و آيا اين جمله که مي گويند ما غايب او منتظر آمدن ماست صحيح است؟

پاسخ: اين نوع سخن نياز به تبيين و توضيح دارد بدين گونه كه:
امام زمان(ع) بيش از هر كس ديگري با زيبايي دوران طلايي ظهور آشنا و آگاه است. او به خوبي مي‌داند كه مردم در دوران ظهور، به رشد و تعالي بي نظيري دست مي‌يابند و جامعه انساني به بهترين صورت ممكن شكل مي‌گيرد و آن گونه كه شايسته و زيبنده زندگي بشري است تحقق مي‌يابد. او كه بر بندگان و مخلوقات خدا بسيار مهربان است، آرزو دارد كه انسان‌ها به زندگي در خور خود برسند و همه بتوانند درجات كمال را طي كنند و اين زماني خواهد بود كه امام زمان(ع) ظهور كند و جهان را از مظاهر شرك و فساد پاك گرداند. او به خوبي مي‌داند كه ظهور، وقتي صورت مي‌گيرد كه مردم بخواهند و آماده ظهور گردند. بنابراين او واقعا منتظر است. او منتظر آماده شدن مردم است تا خداوند اذن خروج دهد.
اما اينكه گفته مي‌شود غايب واقعي ما هستيم، بايد گفت: هر چند در اصطلاح مراد از غيبت امام زمان آن است كه وجود شريفش ديده نمي‌شود(و به عبارت صحيح تر ديده مي‌شود ولي شناخته نمي‌شود)؛ اما در مورد غيبت بيان ديگري نيز هست و آن اينكه يكي از اموري كه باعث مي‌شود ما از نعمت حضور امام محروم باشيم، آلودگي‌هاي روحي ما است. چرا كه اين آلودگي‌ها از يك طرف حجابي بر قلب مي‌شود و چشم بصيرت و حقيقت بين آدمي را كور مي‌كند و از طرف ديگر قابليت و لياقت درك حضور را از ما سلب مي‌كند و اين سخن بدين معنا است كه ما خود باعث دوري و جدا شدن از امام هستيم، او حاضر و ناظر است، ولي ما چشمان حقيقت بين خود را از دست داده‌ايم، ما از وادي حقيقت خارج شده و در دنياي حيواني قرار گرفته‌ايم. او منتظر برگشت‌ ما از دنياي پوچ و مجازي است، او منتظر است ما به خود آييم و پرده غفلت را به كنار زنيم و داخل در حريم يار شويم.


+ نوشته شده در  جمعه دوم خرداد 1393ساعت 18:5  توسط علی اصغر شاهوردی  | 

پرسش: یک منتظر واقعی کیست ؟ 

پاسخ: انتظار امام مهدی(عج) از ما آن است که به وظیفه یک منتظر واقعی عمل کنیم. در روایات و بیانات پیشوایان دین وظایف متعددی برای منتظر بیان شده است که مهمترین آنها عبارت است از:
الف. شناخت امام: حرکت در جاده انتظار بدون شناخت امام امکان ندارد. البته علاوه بر شناخت امام به اسم و نسب، باید نسبت به جایگاه و مقام امام نیز آگاهی کافی داشت. در روایتی نقل شده فردی به نام ابو نصر پیش از غیبت امام، به حضور آن حضرت رسيد. امام مهدی(عج) از او پرسيد: مرا می شناسی؟ پاسخ داد: آری شما سرور من و فرزند سرور من هستید. امام(عج) فرمود: مقصود من این (شناخت) نبود. ابو نصر گفت: خودتان بفرماید(مرادتان چیست). امام(عج) فرمود: من آخرین جانشین پیامبر خدا هستم و خداوند به (برکت) من بلا را از خاندان و شیعیانم دور می کند». (بحار الانوار، ج 52 ، ص 30).
ب. الگو پذیری: آدمی باید از رهبر و مقتدای خود الگو گرفته و منش و رفتار خود را شبیه او قرار دهد تا بتواند او را همراهی کند. از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمود: خوشا به حال آنان که قائم خاندان مرا درك كنند؛ در حالی که پیش از دوران قیام، به او و امامان قبل از او اقتدا کرده و از دشمنان ایشان، اعلام بیزاری کرده باشند. آنان دوستان و همراهان من و گرامی ترین امت من، در نزد من هستند.(بحار الانوار، ج 52 ، ص 129).
از مهم ترین رفتارها ورع و حسن خلق است. امام صادق(ع) در روایتی فرمود: «هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم(ع) باشد باید منتظر باشد، و در حال انتظار به پرهیز کاری و اخلاق نیکو رفتار كند». (بحار الانوار ، ج 52 ، ص 140).
ج. یاد امام: یک منتظر واقعی باید همیشه سعی کند به یاد حضرت مهدی(عج) باشد. هر روز صبح با خواندن «دعای عهد»(مفاتیح الجنان، بعد از دعای ندبه) با امام پیمان خود را تجدید کند، برای سلامتی و فرج او همیشه دعا کند و بگوید: «اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن ... »(مفاتیح الجنان ، اعمال شب 23 ماه مبارک رمضان). در هر محفل و مجلسی یاد حضرت را زنده کند و مردم را با او آشنا سازد تا مردم همگی منتظر ظهور باشند.


+ نوشته شده در  جمعه پنجم اردیبهشت 1393ساعت 16:58  توسط علی اصغر شاهوردی  | 
پرسش: آیا سخنانی که از آن حضرت در کتاب ها می نویسند درست است ؟ چگونه این سخنان را به دست می آورند ؟

پاسخ: سخنان امام عصر(ع) به دو صورت به ما رسيده است: 1. توقيعات؛ 2. ملاقات؛
1. توقيعات: توقيع؛ يعني، نامه‌اي كه امام به فردي مي‌نوشتند. در اين رابطه گفتني است امام زمان(ع) دو نوع غيبت دارند: غيبت صغرا و غيبت كبرا. در غيبت صغرا امام، چهار نايب خاص داشتند كه آنها رابط بين امام و مردم بودند؛ يعني، نامه و سؤالات مردم را به امام مي‌رساندند و جواب آن را از او گرفته و به افراد مي‌دادند. غيبت صغرا 69 سال طول كشيد (260-329 هـ)، در اين مدت نامه‌هاي فراواني شامل سخنان و پيام‌هاي امام به شيعيان صادر شد. تعدادي از اين نامه‌ها يا به اصطلاح توقيعات، در كتاب‌هاي حديثي(مانند كتاب كمال الدين شيخ صدوق، غيبت شيخ طوسي، بحار الانوار و ...) آمده است.
2. ملاقات: بخش ديگري از سخنان امام زمان(ع) به صورت شفاهي و در ملاقات و ديدار با آن حضرت شنيده شده و در كتاب‌ها نقل شده است.

البته اكنون ما در حال غيبت به سر مي‌بريم و قرار نيست كسي به محضر آن عزيز برسد، مگر اينكه به طور استثناء چنين سعادتي براي كسي اتفاق بيفتد. بنابراين نبايد ادعاي ملاقات را به سادگي و از هر كس پذيرفت. به علاوه در زمان غيبت كبرا چون امام نايب خاص ندارد، بنابراين به وسيله كسي پيام نمي‌فرستد. به همين جهت در حال حاضر اگر كسي ادعاي نقل قول از طرف امام بنمايد، ما نبايد آن را بپذيريم.
با توضيح بالا معلوم شد اكثر سخنان نقل شده از آن حضرت، چيز‌هايي است كه در توقيعات آمده است و تعداد كمي نيز حاصل ملاقات‌ها مي‌باشد(به خصوص ملاقات‌هايي كه در غيبت صغرا اتفاق افتاده است).
اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه سخنان نقل شده از امام زمان(ع) مانند ساير احاديث، بعضي داراي سند و مدرك قوي بوده و قابل اعتماد است و بعضي سند معتبري ندارد؛ لذا چندان نمي‌توان آنها را معيار عمل قرار داد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم فروردین 1393ساعت 20:23  توسط علی اصغر شاهوردی  | 

هفت سين ظهور

طرح هفت سین ظهور بر پایه و محور دعا ونیایش برای سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان ارواحنافداه برنامه ریزی شده که شامل دو بخش اجرایی و عملی تقسیم شده است.

بخش اول: اجرایی

استفاده از خلاقیت و هنرهای دستی افراد برای تزئین سفره هفت سین (سفره آرایی) استفاده از دعا های سلامتی و دعای غیبت (معرفت و فرج در سفره) سعی شود ادعیه به صورت کامل ذکر شوند.

دعاي غيبت امام زمان(عج)یا دعای معرفت امام ) )

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني.

بارخدایا! تومرا به خود بشناسان،که اگرخودت رابه من نشناسانی ،پیغمبرت رانخواهم شناخت.بارخدایا! تورسولت رابه من بشناسان،که اگررسول خود را به من نشناسانی،حجتت را نخواهم شناخت،پروردگارا!حجت خود رابر من بشناسان که اگرحجتت را به من نشناسانی،ازدین خود گمراه خواهم شد.

خواندن(دعاي عظم البلاء فرج)

هم می توان از این دعا بجای دعای بالا استفاده نمود:( اللهم عجل لولیک الفرج )

دعاي سلامتی بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم

اَلّلهُمَّ کُلِّ وَلِّيِکْ اَلْحُجَة بْنِ الْحَسَنْ صَلَواتُکَ عَلَيْه وَ عَلي آبائِهْ فِي هذِه ِ ساعَةِ وَ فِي کُلِ ساعَةْ وَلِياً و حافِظا وَ قاعِداً وَ نَاصِرا و دَليلاً وَ عَيْنا حَتّي تُسْک‍ِنَه ُ اَرْضَکَ طَوْعا وَ تُمَتَعَهُ فِيها طَويلا.

بخش دوم : بخش عملی ( هنگام سال تحویل سرسفره هفت سین ظهور)

طبق روایات و احادیث معتبرروز نوروز یکی از روزهای مهم استجابت دعا ذکر شده که این روز طبق روایاتی معتبر نیزشده روز ظهورامام زمان (عج) بیان شده !

لذا خواهشا و عاجزانه تقاضا دارم که تمامی کسانی که در این طرح شرکت مینمایند و یا توسط شما عزیزان مطلع می شوند ، هنگام سال تحویل در راس تمامی حاجات و خواسته های قلبیشون ؛ قلب ها رو متوجه وجود مقدس و نورانی حضرت بقیة الله الاعظم روحی و ارواحنا له الفداء نموده و از صمیم قلب و با توجه! دعایی خالصانه نموده و از پروردگار خواستار به تعجیل انداختن فرج حضرت باشیم یقینا این عمل موجب خشنودی قلب نازنین حضرت می گردد و بدونه شک اثراتی خاص و معنوی به بار خواهد داشت و مطمئنا از دعای خیر حضرت بی نصیب نخواهیم شد!حضرت مهدی (عج) فرموده اند: برای تعجیل در فرج بسیار دعا کنید ، زیرا همان فرج شماست .

ادامه بخش دوم: نیت ها در سال جدید

با خدا پیمان ببندیم که ارتباطمون خیلی بهتر و بیشتر کنیم و در تمام حالات (شادی و غم هرگز فراموشش نکنیم تا در رحمت پروردگار رو به ما باز بشه ). انشاءالله

1-عهد و پیمانی دوباره با امام زمان (عج) برای داشتن سالی امام زمانی (عج).

-2خواستن معرفت الهی از پروردگار برای درک معرفت امام زمان (عج) و ائمه (ع).

-3سعی و تلاش در شناخت هرچه بیشترحضرت .

-4فراموش نکردن دعای برای سلامتی و تعجیل حضرت درتمامی مراحل زندگی.

-5در پیش گرفتن تقوا ( مراقبت از اعمال ورفتار).

-6انجام واجبات و ترک محرمات.

-7انجام تکالیف منتظران.

-8توسل به ائمه (ع) و توکل به خدا در تمامی مراحل زندگی.

. … و-9

انشاالله در ابتدای سال جدید با نیت های خالص و پاک عهد و پیمانی دوباره با امام زمان ( عج) ببندیم تا هر چه درتوان داریم در راهش قرار بدهیم تازمینه ساز برای تعجیل در فرجش باشیم وهرگز عملی انجام ندهیم که موجب نارضایتی حضرت قرار گیرد لذا لازمه همه این توجهات در پیش گرفتن تقواست مراقبت اعمال و رفتارخواستار حضرت از ما جوانان انجام واجبات و ترک محرمات است که خواسته ای نه چندان بزرگی ایست در قبال اینهمه لطف و صفا و کرم ما بندگان قدرنشناس انشا الله دعاهایمان ومحبت حضرت نسبت در درگاه حضرت حق مورد قبول قرار گیرد و هر چه زود تر چشمان نابینایمان به جمال نورانیش روشن شود ان شاالله از منتظران واقعی حضرت باشیم .

پیام نوروزی : روز نوروز

از جمله ايامي که توسل به ساحت مقدس حضرت ولي عصر (عليه السلام) بسيار مناسب است روز نوروز است چرا که طبق رواياتي روز ظهور حضرت (عليه السلام) خواهد بود لذا حضرت امام صادق (عليه السلام) مي فرمايند: ما در هر نوروز منتظر فرج هستيم چرا که آن از ايام ماست که اهل فارس آن را حفظ کردند. سپس طي فرمايشاتي اعمال اين روز را اينچنين به مُعلي بن خُنَيس آموزش مي دهند: غسل کن و پاکيزه ترين جامه هاي خود را بپوش و به بهترين بوهاي خوش معطر کن و در اين روز روزه بدار و هر گاه نمازهاي واجب و مستحب را خواندي، چهار رکعت نماز بگذار يعني هر دو رکعت به يک سلام و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه کافرون و در رکعت سوّم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحيد و در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه سوره ي فلق و ناس را بخوان و بعد از نماز سجده شکر بجا مي آوري.واين دعا را مي خواني:

اَلَّّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ الْاَوْصِياءِ الْمَرْضِيّينَ، وَعَلي جَميعِ اَنبِيائكَ و رُسُلِكَ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وبارِكْ عَلَيْهِمْ بِاَفْضَلِ بَرَكاتِكَ، وصَلِّ عَلي اَرْواحِهِمْ واَجْسادِهِمْ. اَلّلهُمَّ بارِكْ عَلي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَبارِكْ لَنا فِي يَوْمِنا هذَا الَّذي فَضَّلْتَهُ وَكَرَّمْتَهُ وشَرَّفْتَهُ وعَـظَّمْتَ خَطَرَهُ. اَلَّلهُمَّ بارِكْ لي فيما اَنْعَـمْتَ بِهِ عَـلَيَّ حَتّي لا اَشْكُرَ اَحَداً غَـيْرَكَ، وَ وَسِّعْ عَلَيَّ في رِزْقي يا ذَالْجَلالِ وَالْاِكْرامِ .اَلَّلهُمَّ ما غابَ عـَنِّي فَلا يَغِيبَنَّ عَـنّي عَـوْنُكَ وحِفْظُكَ، وما فَقَدْتُ مِنْ شَيْءٍ فَلا تُفْقِدْنِي عَوْنَكَ عَلَيْهِ، حَتّي لا اَ‍تَكَلَّفَ ما لا اَحْتاجُ اِلَيْهِ يا ذَالْجَلالِ والْاِكْرامِ.

خداوندا بر محمد وخاندان محمد درود فرست آن جانشينان پسنديده،وبرتمام پيامبران ورسولانت ،با برترين درودهايت،وايشان را بركت ده به برترين بركتهايت،و درود فرست برجانها وتنهايشان.خداوندا بر محمد وخاندان محمد بركت ده،وبه ما در اين روز بركت ده كه انرا برتري وكرامت وشرافت دادي،ومرتبه اش را بزرگ نمودي،خداوندا به من بركت ده،درانچه به من نعمت دادي،تا احدي را جز توسپاس نگويم، ودر روزي ام بر من وسعت ده، اي صاحب بزرگي وبزرگواري.خداوندا هرآنچه از من غايب شده باك نيست مبادا كمك ونگهداري ات ازمن غايب گردد،وهرچه را گم كرده ام،ياري ات را برآن ازمن گم مساز تا در آنچه به آن نياز مند نيستم،خود را بر زحمت نيفكنم،اي صاحب بزرگي وبزرگواري.

منبع: مفاتيح الجنان (اعمال عيد نوروز)

پس چون چنين کني گناهان پنجاه ساله تو آمرزيده شود و نيز ذکر يا ذالجلال والاکرام را بسيار بگو. و همچنين مشهور روايت کرده اند که در وقت تحويل اين دعا بسيار خوانده شود بعضي تا سيصد و شصت و شش مرتبه ذکر نموده اند.

«يا مقلّب القلوب و الابصار يا مدبّر الليل و النهار يا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الي أحسن الحال»

               
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 21:53  توسط علی اصغر شاهوردی  |